مجموعة مؤلفين ( مترجم : على مؤيدى )
40
موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي )
خداى متعال چون سخن فاطمه عليها السّلام را شنيد فرمود : « نمىپسنديم كه سخن فاطمه را تكذيب كنيم » . [ 11 ] - 11 - طريحى گويد : از برخى نيكان مورد اعتماد نقل شده كه : روز عيدى حسن عليه السّلام و حسين عليه السّلام به اتاق جدّشان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله وارد شده عرض كردند : « پدر بزرگ امروز روز عيد است و كودكان عرب با لباسهاى رنگارنگ خود را آراسته و لباس نو پوشيدهاند ، ولى ما لباس نو نداريم . خدمت شما رسيدهايم تا عيدى خود را از شما بگيريم ، و هيچ چيز نمىخواهيم جز لباس [ نو ] كه بپوشيم » « 1 » . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به حال آنان انديشيد و گريست ، در خانه لباسى كه مناسب آنان باشد نداشت و صلاح نديد كه آنان را ردّ كرده ، و آزرده خاطر كند ، از اين رو به خداوند رو آورد و به حضرت پروردگار عرض كرد : « خدايا ! دل شكسته آنان و مادرشان را بهبود فرما » . در اين هنگام جبرئيل از آسمان فرود آمد در حالى كه دو لباس سفيد از جامههاى بهشتى همراه داشت . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خوشحال شد و به حسن عليه السّلام و حسين عليه السّلام فرمود : اى دو سرور جوانان اهل بهشت ، جامههاى خود را بگيريد كه خيّاط قدرت ازلى آنها را اندازهء اندام شما دوخته و آماده از عالم غيب ، براى شما رسيده است . حسن عليه السّلام و حسين عليه السّلام چون لباسها را سفيد ديدند عرض كردند : « پدر بزرگ ! اين لباسها چگونه است با اينكه همهء كودكان عرب لباسهاى رنگارنگ پوشيدهاند » « 2 » ؟ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مدتى در انديشه خاموش ماند ، پس جبرئيل عرض كرد ! اى محمّد صلّى اللّه عليه و آله شاد و خوشحال باش كه رنگرز رنگ الهى اين مهمّ را سامان مىدهد و دل آن دو را به هر رنگى بخواهند شاد مىكند . اى محمّد صلّى اللّه عليه و آله ! فرمان ده تا طشت و آفتابهاى بياورند . چون طشت و آفتابه آماده شد جبرئيل عرض كرد : اى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ! من بر اين لباسها
--> ( 1 ) يا جدّاه اليوم يوم العيد و قد تزيّن أولاد العرب بألوان اللّباس و لبسوا جديد الثّياب و ليس لنا ثوب جديد و قد توجّهنا لجنابك لنأخذ عيديّتنا منك ، و لا نريد سوى ثياب نلبسها . ( 2 ) يا جدّاه كيف هذا و جميع صبيان العرب لابسون ألوان الثّياب .